نماز عشق را خواندم به پشت درب این خانه ولی من سجده خود را میان کوچه ها کردم چنان آثار سیلی در رخ زردم بجا مانده که حتی روی خود مخفی زچشم مرتضی کردم من از سویی علی را میکشیدم دشمن از سویی غلاف تیغ باعث شد که دامانش رها کردم همه گفتند یا شب گریه کن یا روز یا زهرا سر قبر عمویم رفتم از دل عقده باز کردم عزیزانم کنار بسترم آمین همی گفتند ولی دیدند من از بهر مرگ خود دعا کردم
ویدبید