این بار داستان شطرنج و تخته نرد را در قالب موسیقی هندی روایت شده، چرا که، فضای داستان با این قالب انطباقپذیر بود. در این تلاش از ابیات شاهنامه به صورت مستقیم استفاده نشده و به دلیل محدودیت زمان از بیان برخی جزئیات صرف نظر شد. امید است که این بهانهای برای خواندن داستان از شاهنامه شود: https://ganjoor.net/ferdousi/shahname... در اصل متن شاهنامه چنین روایت شدهاست که یک روز فرستادهای از هند با گنج و هدیهی بسیار به تیسفون، پایتخت انوشیروان، آمد و نامهی رای (حاکم) هند و تختهی شطرنج و مهرههای آن را به پادشاه ایران داد و گفت رای هند گفته اگر بزرگان ایران راز این شطرنج را دریابند باج و خراج را مانند گذشته به ایران میپردازد ولی اگر راز کشف نشود به آن معناست که بزرگان هند از ایران باخردتر اند و ایران باید به هند خراج پردازد. پس از این تنها گفت که بازی همچون آوردگاه نبرد است و از بارگاه بیرون رفت. انوشیروان بزرگان را فراخواند و آنها یک هفته شطرنج را در اختیار داشتند اما راز آن را درنیافتند. بزرگمهر چون آگاه شد نزد پادشاه رفت و تخته و مهره
ویدبید