بهترین و جدیدترین ویدئو های روز

پخش ویدئو بعدی ... {{ next_video.title }}
[توقف]

پیر چنگی در آستانِ عالمِ بی‌منتها در میانه‌ی روایت شگفتِ «پیر چنگی»، مولانا یک‌باره پرده را کنار می‌زند و ما را همراه پیر چنگی از جهانِ پررنج، به جهانی می‌برد بیرون از کمیت و قیاس؛ جهانی که نه مکان دارد، نه مرز، نه اندازه: «مثنوی در حجم گر بودی چو چرخ در نگنجیدی درو زین نیم‌برخ» گویی خودِ مولانا اعتراف می‌کند که عالمِ معنا، در ظرفِ واژه جا نمی‌گیرد. زبان، تنگ‌تر از آن است که بتواند این بی‌کرانگی را روایت کند. پیر چنگی در خواب به همین گستره‌ی بی‌منتها قدم می‌گذارد؛ جایی که هیچ رنجی بر او سایه نمی‌اندازد، هیچ قانونی او را محدود نمی‌کند، و هرچه هست صفای نابِ حضور است. مولانا به ما می‌گوید: تا وقتی در دایره‌ی جهان محسوس و اندازه‌پذیر هستیم، هر چه می‌بینیم سایه است. اما آن‌گاه که در خواب، شهود یا لحظه‌ای از بی‌خودشدگی، پای انسان به عالم بی‌مرز می‌رسد، می‌فهمد که وسعت حقیقت، در کلمه و خیال نمی‌گنجد. این بخش از مثنوی یادآور این حقیقت

مثنوی مولوی مولانا ادبیات عشق

57 دقیقه پیش در هنری زمان 16:15 0
0.05 sec, flt: 0 time: 7, count: 11, slow: 0