اين قطعه مربوط به مراسم شب سوم اجتماع عظیم عشیره عاشورا در سال ۱۴۰۰ مىباشد كه در پادگان ۰۶ ارتش جمهوری اسلامی ایران اجرا شده است. براى دسترسى به آثار حاج محمود کریمی، میتوانید به پايگاه اطلاعرسانی فطرس مراجعه نمایید. http://fotros.ir متن شعر: گونههام لبریز درده صورتم برنمیگرده طرف نیزهی سرت ندارم وقتی صداتو از روی نیزه نگاتو برنگردون از دخترت عمو؛ عمو؛ عمو موهام رنگش پریده مثل موهات بابا؛ بابا؛ بابا میزد و میگفت اینم هدیهی بابات تو زجر کشیدی، وقتی منو زجر روی خاکا میکشید من زجر کشیدم، وقتی منو دنبال تو هر جا میکشید میبرد منو یا با لگد یا میکشید من زجر کشیدم تو زجر کشیدی توو محلّه ی یهودی خدا رو شکر که نبودی موقع سنگ و هلهله از هر سویی میرسیدن از دست هم میکشیدن موهامو زجر و حرمله منو زیر لگدها ندیدی خدا رو شکر رو نیزه بابا سرم؛ سرم؛ سرم درد میکنه از اوندقیقه تا به حالا با اشک دیده، عمّه میگه توو چشم همه زیبا شدم قدّم خمیده، با
ویدبید